الفيض الكاشاني
345
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
فرمود : « دو مرد در خدمت موسى ( ع ) افتخار كردند ، پس يكى از آنها گفت : من فلانى پسر فلانى هستم تا نه پشت خود را شمرد . پس خدا به موسى ( ع ) وحى كرد به كسى كه فخر كرده بگو : تمام آن نه نفر كه برشمردى اهل دوزخند و تو دهمين آنهايى . » « 122 » پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر گروهى ادّعاى افتخار به پدرانشان كنند ذغال جهنّم مىشوند يا در پيشگاه خدا پستتر از جعلهايى هستند كه با بينىهايشان كثافتها را حركت مىدهند . » « 123 » د : عامل چهارم فخر كردن به جمال است و آن بيشتر در ميان زنان رايج است و اين صفت انسان را به بدگويى از ديگران و غيبت و ذكر عيبهاى مردم فرا مىخواند . در اين مورد روايتى از عايشه نقل شده كه گفت : زنى بر پيامبر ( ص ) وارد شد و چون بيرون رفت پس با اشارهء دستم چنين فهماندم - يعنى كوتاه قدّ است . پيامبر ( ص ) فرمود : « غيبت او را كردى . » « 124 » ؛ و منشأ اين عمل تكبّر درونى است ، زيرا اگر عايشه خود كوتاه قد بود او را به كوتاهى قد غيبت نمىكرد و گويى عايشه از قدّ او به شگفت آمده و آن را در مقايسهء با خودش كوچك شمرده از اين رو آن سخن را بر زبان آورده است . ه - عامل پنجم تكبّر به مال است و آن در ميان شاهان به گنجهايشان و در ميان بازرگانان به كالاهايشان و ميان دهقانان به زمينهايشان ، و ميان تجمّل گرايان به لباس و اسبها و مركبهايشان ، رواج دارد . پس ثروتمند فقير را كوچك مىشمارد و بر او تكبّر مىكند و به او مىگويد : تو تنگدست و بيچارهاى و من اگر بخواهم امثال تو را مىخرم و بالاتر از تو را به خدمت مىگيرم ، تو و دارايىات چه هستيد ، در حالى كه اثاث خانهام
--> ( 122 ) اين حديث را عبد اللّه بن احمد در زوائد مسند از حديث ابى بن كعب به سندى موثق روايت كرده چنان كه در مجمع الزوائد ، ج 8 ، ص 85 ، آمده است و صاحب جعفريات بدون ذكر موسى ( ع ) ، ص 164 ، از حديث على ( ع ) روايت كرده و در كافى ، ج ص 329 ، از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است . ( 123 ) اين حديث را ابو داوود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 624 ، روايت كرده و ابن ماجه نيز روايت كرده است . ( 124 ) اين حديث را در آفات زبان گذشت .